
چاپ
کاش میشد کسی ساز نزند
تاریخ:
۱۳۸۸/۱۱/۱۸
|
ساعت:
۱۴:۴۰
منبع: خبرگزاری ایسنا
گروه اجتماعی: نقل است که «تلاش شبانهی دزدی برای باز کردن درب خانهای، همسایه را بیدار کرد. دزد در پاسخ به سؤال همسایه که از او پرسید چه میکند، گفت در حال ساز زدنم! و وقتی مورد مؤاخذه قرار گرفت که این چه سازی است که صدا ندارد، گفت که صدای آن فردا بلند خواهد شد!
حالا این حکایت شده مصداق کم کاری برخی کارکنان و مدیرانی که این روزها مصادیقاش بسیارند و صدای ناخوش سازشان را حتما" خیلیها شنیده و از آن رویگردان شدهاند. به قول یکی از دوستان «تلختر از آنچه کم کاریها پیش چشم میآورند، بیمسئولیتی مدیران در مواجهه با چنین رویدادی است و در نتیجه پدید آمدن این احساس که اگر کار نکردی و بر سنوات شغلیات افزودی، پس تو باهوشی و زرنگ!»
و چنین است که به گمان من، امروز دردناکتر از بیحرمتی به قوانین، ارزش دور زدن قانون است و مفتخر شدن به اینکه "زدیم و رفتیم و دم به تله ندادیم"
معتقدم که ضعیفتر بودن مدیر از کارمند به جهات مختلف علمی، اجرایی، اخلاقی و ... هزار و یک زیان پیدا و نهان دارد. در این میان شاید مهمترین پیامدش این باشد که باب اصلاح و تغییر بسته میشود و بر این اساس است که مدیر ضعیف نمیپذیرد که در نتیجهی این سرپوش نهادنهاست که هر روز در گوشه و کنار سازمانش چه استعدادها و پتانسیلهایی که قربانی همین ندانم کاریها شده و حیف میشوند.