دانش‌آموزان و الفبای بهداشت روان

مشکلات روانی اجتماعی کودکان و نوجوانان تاثیر مستقیم بر یادگیری و فرآیند تحصیل آنها دارد.
رعایت اصول بهداشت روانی در کلاس درس به‌ویژه در سال‌های نخستین آموزش، به رشد و توسعه شیوه‌های تربیتی مناسب کمک می‌کند.
اگر می‌خواهیم مدرسه‌های ما عملکردی رضایت‌بخش و دانش‌آموزانی موفق داشته‌باشند، باید به سلامت جسم و روان آنها به‌طور هم‌زمان توجه کنیم. بسیاری از مشکلات روانی اجتماعی کودکان و نوجوانان تاثیر مستقیم بر یادگیری و فرآیند تحصیل آنها دارد، مشکلاتی که از دوران کودکی در آنان درونی می‌شود و موجب عملکرد ضعیف آنها در مدرسه و به دنبال آن اعمال تنبیه‌ها برای بدرفتاری و شکست‌های تحصیلی می‌شود.
به عنوان یک مدیر یا آموزگار یا حتی پدر و مادر نیاز داریم که نقش بهداشت روانی در سلامت محیط مدرسه (به دلیل برقراری روابط اجتماعی عاطفی کودکان و نوجوانان) را مدنظر قرار دهیم تا شاهد پیشرفت‌های تحصیلی دانش‌آموزان در تمام مقاطع باشیم.
● بیان مسـاله
پژوهش‌های بی‌شمار نشان می‌دهد که از هر پنج دانش‌آموز، یک نفر دچار مشکلات سلامت روانی است و متاسفانه به سبب عدم پیگیری، این‌گونه اختلالات رفتاری تا مقاطع تحصیلی بالاتر و حتی تا هنگام ورود به جامعه، در دانش‌آموزان ماندگار است. هرچند کارشناسان و متخصصان علوم رفتاری تلاش می‌کنند که اصول بهداشت روانی را در مدارس ابتدایی پایه‌ریزی و اصلاح نمایند، به نظر می‌رسد که رعایت این اصول و موازین نیاز به آموزش زودهنگام در خانواده دارد.
خانواده اولین نهادی است که کودک در آن رشد و پرورش می‌یابد و مورد حمایت مادی و معنوی پدر و مادر و سایر اعضای خانواده قرار می‌گیرد. طبیعی است هرچه فشار روانی و از هم‌گسیختگی اعضای خانواده بیش‌تر و عمیق‌تر باشد،‌ نقش مربیان و آموزگاران دوره ابتدایی در ایجاد فضایی آرام و توام با صمیمیت پررنگ‌تر می‌شود.
گذشته از آن، ‌مدرسه مکانی مقدس و استثنایی است که می‌تواند تأثیرش را در تمام مراحل رشد کودکان و نوجوانان برجای‌‌گذارد. دانش‌آموزان بهترین ساعات روز خود را در مدرسه می‌گذرانند و البته آموزگاران و مربیان مدارس نیز بهترین فرصت‌ها را برای آموزش مفاهیم مختلف (اعم از درسی، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی) در اختیار دارند. در این خصوص اگر هدف آموزش، رشد و ارتقای شایستگی‌ها و توانایی‌های کودکان و نوجوانان باشد، باید محیطی سالم و سرشار از ویژگی‌های مثبت انسانی ‌مثل شفقت، نوع‌دوستی، همکاری و… را با آموزش علوم و دروس کلاسیک هم‌زمان سازند.
بدیهی است که به کارگیری اصول بهداشت روانی در مدرسه کارآسانی نیست و نیاز به همکاری و مشارکت تمام اعضای مدرسه دارد. علاوه بر آن تا زمانی که مدرسه درصدد تغییر و اصلاح ساختارهای اساسی آموزشی پرورشی خود بر نیاید، پایه‌ریزی و تحکیم اصول بهداشت روانی در مدرسه غیرقابل حصول و دست نیافتنی است. برای اینکه به هدف‌های والای آموزشی دست یابیم همکاری و مشارکت والدین، آموزگاران و مدیریت مدرسه امری ضروری است. در این صورت است که موفقیت بچه ها در امر تحصیل تضمین می‌شود. زمانی که کودکان و نوجوانان احساس ارزش و احترام می‌کنند، در حقیقت مهارت‌های تندرست بودن و پرهیز از آسیب‌های احتمالی در آنها رشد می‌کند و می‌توانند به راحتی قوانین و مقررات مدرسه را بپذیرند. مربیان وآموزگاران می‌توانند با ایجاد محیطی عاری از فشارهای روانی ناشی از رقابت‌های کودکان و هیجانات گوناگون، نوآموزان را در جهت پیشرفت تحصیلی تحت کنترل درآورند و مانع از رشد احساسات منفی در آنها شوند. رعایت اصول بهداشت روانی در کلاس درس به‌ویژه در سال‌های نخستین آموزش، به رشد و توسعه شیوه‌های تربیتی مناسب کمک می‌کند. عوامل متعددی در ایجاد فضایی سالم و حمایت‌گر در مدرسه موثرند:
● پرورش حس تعلق و وابستگی گروهی
زمانی که کودک یا نوجوانی نسبت به مدرسه، کلاس و دوستانش احساس وابستگی می‌کند، در حقیقت خود را با آنها هماهنگ و سازگار کرده و نسبت به آنان (اعم از مدیر، ‌معلمان،‌ کارکنان آموزشی و…) حس اعتماد و اطمینان قلبی پیدا کرده است. دانش‌آموز می‌تواند با این پشتوانه مثبت فکری، مسایل و مشکلات گوناگون خود را بیان کند و از طریق ایجاد روابط سالم بین‌فردی درصدد حل آنها برآید.
مطالعات نشان می‌دهد که هرچه روابط‌ دانش‌آموزان دوران ابتدایی صمیمی‌تر و دوستانه‌تر باشد، در سال‌های بعدی تحصیل، مشکلات رفتاری کمتری از خود نشان می‌دهند.
داشتن رابطه نزدیک با معلمان سال‌های اول تحصیل، نقش مهم و برجسته‌ای در ایجاد حس تعلق و وابستگی کودک نسبت به مدرسه، محیطی که چندسال در آن رشد می‌یابد، دارد. هنگامی که کودک احساس خوب و خوشایندی نسبت به پدر و مادر از یک سو و از سوی دیگر آموزگار و مربی خود دارد، این احساس رضایت و خشنودی را به هر دو طرف منتقل می‌کند.
● پیشرفت و موفقیت در امر تحصیل
تمامی دانش‌آموزان نسبت به پیشرفت‌هایشان در درس‌ها و فعالیت‌های کلاسی کنجکاو و علاقه‌مندند و دوست دارند بدانند که آیا توانسته‌اند با موفقیت به اهداف‌شان برسند یا خیر. علاقه بچه‌ها ناشی از تمایل آنها به محک‌زدن توانایی‌ها و استعدادهای وجودی‌شان است. آموزگاران و معلمان می‌توانند با تشویق و تقویت انگیزه‌های آنها برای تداوم تلاش‌های‌شان، به آنان کمک کنند تا نسبت به پیشرفت خود در مدرسه و رسیدن به موفقیت‌های تحصیلی علاقه‌مند و کنجکاو باشند. بدین منظور می‌توانند:
▪‌ ابتدا به کودک کمک کنند تا هدفی برای خودش مشخص سازد (مثل مطالعه و خواندن روان‌تر.)
▪ سپس به او یاد بدهند که چگونه شیوه دست‌یابی به آن هدف را پیدا کند (برای مثال: ۱۰ دقیقه مطالعه، هر شب قبل از خواب.)
▪ وسیله‌ای برای سنجش خود ابداع کند (مثل مطالعه کتابی که قدری دشوار است.)
▪ مهلت معینی برای رسیدن به هدف نهایی‌اش درنظر بگیرد.
هرچند استفاده از این شیوه قدری زمان می‌برد ولی می‌تواند شیوه حل مساله را به بچه‌ها بیاموزد. هدف از این آموزش آن است که دانش‌آموز بتواند مشکلی را تشخیص دهد و با در نظر گرفتن نتایج و پیامدهای احتمالی، روش حل مشکل را پیدا کند.
● سازگاری با تغییرات
انجام‌ کارهای روزانه به صورت عادی یکی از نکات مهم آموزش کودکان است. نکته حایز اهمیت این است که کودک چگونه با تغییرات عادتی خود کنار می‌آید. بعضی از کودکان نسبت به کمترین تغییری واکنش منفی مثل ترس، خشم، اضطراب و.. از خود نشان می دهند، به‌خصوص اگر در گذشته هم شاهد تجارب استرس‌آوری در این زمینه بوده باشند. این بچه‌ها برای اینکه بتوانند خودشان را با تغییرات مختلف در محیط مدرسه سازگار و هماهنگ کنند به کمک آموزگار یا مربی خود احتیاج دارند.
بچه‌ها به این ویژگی مهم و ارزشمند (سازگاری با تغییرات) که در دوران خردسالی در آنها شکل می‌گیرد و در تمام عمر مورد استفاده آنان واقع می‌شود، احتیاج دارند. ممکن است این تغییرات در محیط خانه روی دهد، مثل تولد نوزاد جدید، بدخوابی، جا به جایی منزل و مدرسه و… در این صورت بهتر است آموزگاران و مربیان توجه والدین را به این موضوع جلب کنند و از آنها بخواهند در صورت ایجاد چنین تغییر و تحولاتی در خانه، به آنها نیز اطلاع دهند. در بسیاری از موارد والدین و مربیان می‌توانند تاثیرات منفی این‌گونه فشارهای روانی و اضطراب‌ها را از راه‌های زیر به حداقل برسانند و به بچه‌ها کمک کنند تا حس ثبات و کنترل بیشتری بر شرایط محیطی‌شان داشته باشند:
▪ آگاه کردن بچه‌ها نسبت به موقعیت جدید
▪ تمرکز بر صلاحیت‌ها و شایستگی‌های کودک
▪ تکیه بر شرایط و موضوعاتی که تغییر نیافته‌اند.
● بالابردن قدرت درک و تشخیص
کودکان و نوجوانان نیاز به پرورش قدرت درک و تشخیص دارند. آنها به تدریج با ارزش‌ها و معیارهای گوناگون جامعه آشنا می‌شوند. در این خصوص آموزگاران و مربیان می‌توانند با آموزش رفتارهای پسندیده در محیط‌های آموزشی، آنها را به رقابت‌های سالم، خویشتن‌داری، کنترل نفس، نوع‌دوستی و وظیفه‌شناسی ترغیب کنند. کمک‌کردن به کودکان و نوجوانان برای شناخت ویژگی‌ها و صفات مثبت ارزشمند انسانی، آنان را به سوی رفتارهای پسندیده و مقبول اجتماعی سوق می‌دهد. پس بهتر است همواره از روان‌شناسان و مشاوران تحصیلی خواست تا فعالیت‌هایی برای دانش‌آموزان طراحی و پیشنهاد کنند که شناخت و درک آنها را از موقعیت‌های مختلف بالا ببرد و رفتارهای مثبت و سازنده را در آنان پایدار و تثبیت کند.
● تشویق به تصمیم‌گیری
مربیان و آموزگاران لازم است خواست‌ها و انتظارات‌شان را از بچه‌ها به طور مشخص برای آنها بیان کنند. بدین ترتیب دانش‌آموزان به مرور به قابلیت‌ها و توانایی‌هایشان پی می‌برند و برای جلب نظر آموزگار خود در صدد حضور مرتب در کلاس و انجام تکالیف درسی‌شان برمی‌آیند. برنامه‌ریزان آموزشی می‌توانند با ایجاد فرصت‌هایی برای انجام‌فعالیت‌های فوق برنامه ابتکاری، نظر دانش‌آموزان را به رفتارهای اجتماعی پسندیده مثل داشتن ارتباط سالم اجتماعی، مسوولیت‌پذیری فردی و تقویت روحیه تعاون و همکاری جلب کنند، راه‌های جدید تصمیم‌گیری را به روی آنها بگشایند و دید آنان را نسبت به جامعه آینده وسعت بخشند.
● درس‌گرفتن از اشتباهات
یکی از عوامل اساسی موفقیت دانش‌آموزان، همانا توانایی درس گرفتن از اشتباهات گذشته‌شان است. تحقیقات نشان می‌دهد دانش‌آموزانی که توان بالایی برای مقابله و رویارویی با ناکامی‌ها و شکست‌های تحصیلی دارند، قدرت تجدید‌نظر و نواندیشی بالاتری نسبت به سایر بچه‌ها دارند.
● ارایه راه حل
اگر آموزگاران و مسوولان آموزشی مدارس بتوانند نشانه‌ها و علایم مشکلات بچه‌ها را زود تشخیص دهند و با ارزیابی کلی و درست از موقعیت دانش‌آموز او را به سمت حل مشکلش سوق دهند، موثرترین گام را در جهت موفقیت او برداشته‌اند. مسایل دانش‌آموزان معمولاً از دوره ابتدایی آغاز می‌گردند که در بعضی موارد به دبیرستان کشیده می‌شوند. پس اگر آموزگاران دوره دبستان نسبت به مشکلات رفتاری روانی بچه‌ها واقف‌تر و مسلط‌تر باشند، سریع‌تر می‌توانند راه حلی برای رفع این مشکلات در بچه‌ها بیابند و اجازه ندهند مشکل ساده‌ای که می‌تواند طی چند ماه حل شود، تبدیل به یک معضل آموزشی و اخلاقی شود.
● عوامل موثر در ارتقای سلامت روانی دانش‌آموزان
مشارکت‌دادن والدین یا سایر اعضای خانواده در امر برنامه‌ریزی‌های آموزشی، تصمیم‌گیری درباره مسایل بهداشتی مدرسه و روند پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان، در اختیار گذاشتن منابع و ماخذ آموزشی مفید و سازنده برای پیشرفت و ارتقای توانمندی‌های فکری والدین، ایجاد ارتباطی موثر و پویا بین آموزگاران و والدین بچه‌ها، استفاده از نظریات و ایده‌های خلاقانه اولیا در جهت پیشبرد اهداف آموزشی مدرسه، تشکیل کلاس‌های آموزشی تربیتی برای والدین و مراقبان دانش‌آموزان، هماهنگ ساختن امکانات مدرسه با انتظارات و خواسته‌های والدین، تشویق دانش‌آموزان به رعایت نکات ایمنی – بهداشتی در مدرسه، آموزش و تقویت رفتارهای سازنده و مثبت در دانش‌آموزان، هماهنگی بین مدرسه و سایر نهادهایی که وظیفه سلامت کودکان را به عهده دارند.

۱۳۹۶-۰۹-۱۴

۰دیدگاه دردانش‌آموزان و الفبای بهداشت روان"