فعالیت هنری را نباید صرفاً بهانهای برای پر کردن اوقات فراغت دانشآموزان در نظر بگیریم؛ بلکه میتواند محیطی برای تجربه، کشف، بیان احساسات و پیدا کردن راههای تازه برای حل مسئله باشد. نقاشی، موسیقی، نمایش، داستانگویی و فعالیتهای دستی، هرکدام فرصت متفاوتی برای رشد تواناییهای ذهنی میآفرینند. پژوهشهای آموزشی نیز نشان دادهاند که فعالیتهای هنری میتوانند با رشد خلاقیت، انگیزه و برخی مهارتهای یادگیری مرتبط باشند. اما چنین ارتباطی چگونه شکل میگیرد؟ ادامه این مطلب را به چند و چون تأثیر معجزهوار هنر بر تقویت خلاقیت و یادگیری اختصاص دادهایم.
هنر چگونه خلاقیت دانشآموزان را تقویت میکند؟
خلاقیت یعنی توانایی پیدا کردن ایدههای تازه و مناسب برای مسئله یا موقعیتی خاص. دانشآموز خلاق الزاماً کسی نیست که نقاشی بسیار زیبایی میکشد یا ساز خاصی مینوازد. خلاقیت زمانی شکل میگیرد که دانشآموز بتواند از زاویهای متفاوت به موضوع نگاه کند. فعالیتهای هنری میتوانند چنین فرصتی را در اختیار او قرار دهند. برای مثال، در یک فعالیت نقاشی، ممکن است تصویر دانشآموز دربارهی موضوعی متفاوت از همکلاسیهایش باشد. هیچ پاسخ واحدی برای چنین فعالیتی وجود ندارد و همین موضوع، فرصت تجربه و انتخاب را افزایش میدهد.
هنر و یادگیری؛ ارتباطی فراتر از سرگرمی
برخی والدین فعالیت هنری را زمانی مفید میدانند که دانشآموز از درسهای اصلی فاصله گرفته باشد. این نگاه، نقش آموزشی هنر را محدود میکند. چرا که هنر میتواند در بسیاری موقعیتها بهعنوان بخشی از فرایند یادگیری به کار برود. برای نمونه، دانشآموز میتواند مفهومی علمی را با تصویر توضیح دهد، موضوعی تاریخی را به شکل نمایش اجرا کند یا پایان تازهای برای داستانی بنویسد. چنین فعالیتهایی وی را از دریافت منفعلانهی مطالب دور میکنند. بنابراین، یادگیری در چنین فضایی میتواند با تجربه، تولید و بیان شخصی همراه شود.
تأثیر هنر بر قدرت حل مسئله
حل مسئله از تواناییهایی است که دانشآموزان در مدرسه و زندگی روزمره به آن نیاز دارند. فعالیت هنری میتواند دانشآموز را با مسئلههایی روبهرو کند که چند پاسخ احتمالی دارند. در چنین موقعیتهایی، او باید راههای مختلف را امتحان کند و نتیجهی هر انتخاب را بسنجد. فرض کنید دانشآموز میخواهد یک کاردستی را با مواد محدود بسازد. او باید ابتدا ایدهای انتخاب کند و سپس محدودیتهای موجود را در نظر بگیرد. ممکن است طرح اولیه موفق نباشد و نیاز به تغییر داشته باشد. همین فرایند، تمرینی ساده برای آزمون، اصلاح و رسیدن به نتیجهی بهتر است.
فعالیت هنری و تقویت تفکر خلاق در مدرسه
مدرسه میتواند نقش مهمی در فرصتآفرینی برای تفکر خلاق ایفا کند. اگر فعالیتهای هنری صرفاً به حفظ کردن اصطلاحات یا اجرای دستورهای ثابت محدود شوند، ظرفیت خلاقیت کمتر استفاده خواهد شد. دانشآموز باید فرصت داشته باشد تا بخشی از فرایند را خودش طراحی و انتخاب کند. برای مثال، معلم میتواند از دانشآموزان بخواهد داستانی کوتاه را به نمایش تبدیل کنند. گروهها میتوانند شخصیتها، دیالوگها و شیوهی اجرا را خودشان انتخاب کنند. سپس هر گروه میتواند نتیجهی متفاوتی ارائه و دربارهی انتخابهایش توضیح دهد.
نقش نقاشی در خلاقیت دانشآموزان
نقاشی را باید از سادهترین فعالیتهای هنری کودکان بدانیم؛ اما ارزش آن را نباید به زیبایی نتیجهی نهاییش محدود کنیم. نقاشی میتواند فرصتی برای مشاهده، انتخاب، ترکیب و بیان کردن دیدگاه شخصی باشد. بهتر است کودک در دورهی ابتدایی همیشه مجبور به کشیدن الگوی مشخصی نباشد. فعالیتهای آزاد میتوانند فرصت بیشتری برای تجربهی رنگ، شکل و ترکیب ایجاد کنند. والدین نیز بهتر است به جای مقایسهی نقاشیها، دربارهی ایدهی کودک با او گفتوگو کنند. پرسشهایی مانند «چرا این رنگ را انتخاب کردی؟» میتوانند کودک را به توضیح تصمیمش تشویق کنند. هدف چنین گفتوگویی پیدا کردن پاسخ درست نیست؛ بلکه کمک به کودک برای توضیح دادن، فکر کردن و دفاع منطقی از انتخابش است.
موسیقی چگونه به یادگیری کمک میکند؟
موسیقی از سایر زمینههای مهم فعالیت هنری دانشآموزان است. یادگیری موسیقی میتواند با تمرین، توجه، هماهنگی و گوش دادن دقیق همراه باشد. دانشآموز هنگام نواختن ساز یا اجرای یک قطعه، باید به چند عنصر مختلف توجه کند. از طرفی، تمرین موسیقی میتواند مفهوم پیشرفت تدریجی را به دانشآموز آموزش دهد. او باید اشتباهاتش را بشناسد و تمرین را برای بهتر شدن ادامه دهد. اما مشارکت در فعالیتهای هنری میتواند فرصتهایی برای تمرین توجه، پشتکار و دریافت بازخورد فراهم کند.
نمایش و داستانگویی؛ تمرین بیان و همدلی
دانشآموزان هنگام ایفای نقش در نمایش و داستانگویی باید موقعیت شخصیت و احساسات احتمالیشان را درک کنند. این فعالیت هنری میتواند آنها را با دیدگاههایی متفاوت از تجربهی شخصی خودشان روبهرو کند. کار گروهی در نمایش نیز اهمیت زیادی دارد. دانشآموزان باید دربارهی نقشها تصمیم بگیرند و برای اجرای مشترک هماهنگ شوند. حتی ممکن است با اختلاف نظر روبهرو شوند و مجبور باشند برای ادامهی کار به توافق برسند. چنین تجربههایی میتوانند مهارت ارتباطی و همکاری را در افراد تقویت کنند.
آموزش هنر و افزایش انگیزهی یادگیری
یادگیری زمانی مؤثرتر میشود که دانشآموز احساس کند در فعالیت نقش دارد. فعالیت هنری میتواند این احساس مشارکت را افزایش دهد. وقتی دانشآموز در انتخاب موضوع، روش اجرا یا شکل ارائه نقش دارد، ممکن است ارتباط بیشتری با فعالیت برقرار کند. بنابراین، معلم نباید همیشه تمام مسیر فعالیت را از ابتدا تا انتها تعیین کند. تعیین محدودهی مشخص همراه با آزادی انتخاب میتواند تعادل مناسبی ایجاد کند. در اینصورت، دانشآموز هم چارچوب فعالیت را میشناسد و هم فرصت دارد ایدهی شخصی خودش را ارائه دهد.
هنر برای دانشآموزان ابتدایی و دبیرستانی
نیازهای هنری دانشآموزان در سنین مختلف یکسان نیست. کودکان دورهی ابتدایی بیشتر به تجربه، بازی، کشف و فعالیتهای عملی نیاز دارند. فعالیتهایی مانند نقاشی آزاد، قصهگویی، کاردستی و نمایش میتوانند برای این گروه مناسب باشند. در دورهی متوسطه، میتوان فعالیتها را هدفمندتر و پیچیدهتر کرد. دانشآموزان میتوانند دربارهی یک اثر هنری تحقیق کنند و برداشتشان را ارائه دهند. همچنین میتوانند پروژههای هنری را با موضوعات علمی، تاریخی یا اجتماعی ترکیب کنند.
والدین چگونه به تقویت خلاقیت از طریق فعالیت هنری کمک کنند؟
والدین برای رشد خلاقیت فرزندشان الزاماً به امکانات گرانقیمت نیاز ندارند. کاغذ، مداد، رنگ، مواد بازیافتی و چند ابزار ساده میتوانند زمینهی فعالیتهای متنوعی را ایجاد کنند. مهمتر از ابزار، ایجاد فرصت و آزادی برای تجربه است. بنابراین، بهتر است والدین نتیجهی هنری فرزند را با آثار دیگران مقایسه نکنند. مقایسهی مداوم میتواند از اعتماد دانشآموز به تواناییهایش بکاهد. لذا بهتر است دربارهی روند کار، ایدهها و تجربههایش سؤال کنند. همچنین نباید کودک را مجبور کرد تا رشتهی هنری خاصی را ادامه دهد.
سخن پایانی
فعالیت هنری میتواند بخش ارزشمندی از فرایند آموزش دانشآموزان باشد. فعالیتهای هنری فرصتهایی برای تجربه، انتخاب، بیان ایده و اصلاح اشتباه فراهم میکنند. این تجربهها میتوانند به رشد خلاقیت، مشارکت و برخی مهارتهای اجتماعی آنها کمک کنند. البته هنر نباید با وعدههای اغراقآمیز به خانوادهها معرفی شود و بهتنهایی قرار نیست نمرههای دانشآموزان را افزایش دهد یا تمام مشکلات یادگیری را برطرف کند. بلکه ارزش واقعی آن در فراهم کردن تجربههایی است که آموزش سنتی همواره نمیتواند ایجاد کند. پس هنر را بخشی از آموزش متعادل و خلاق بدانید نه جدا از آن!