شاید شما هم آموزش هنر در مدارس را با کشیدن نقاشی یکی بدانید؛ اما چنین نگاهی مثل خلاصه کردن مفهوم اقیانوس در آب لیوان است! وقتی دانشآموز موسیقی مینوازد، داستان مینویسد، نمایش اجرا میکند یا تصویر میسازد، در واقع، در حال تمرین کردن شیوههای گوناگون اندیشیدن است. بنابراین، هنر در مدرسه میتواند فرصت تجربه، انتخاب، آزمون و اصلاح برای دانشآموزان باشد. با این توصیف، محدود کردن آموزش هنر صرفاً به وسیلهای جهت پر کردن اوقات فراغت یا زیباسازی کلاس، کاستن از کارآمدی آن است. برای کشف دوبارهی جایگاه تربیت هنری با ادامهی این مطلب همراه باشید!
هنر در مدرسه را اینگونه بنگرید!
آموزش هنر در مدارس باید مجموعهی متنوعی از تجربههای هنری را دربرگیرد. فعالیتهایی مانند نقاشی و کاردستی میتوانند بخشی از این مسیر باشند؛ اما موسیقی، نمایش، داستانگویی، عکاسی، طراحی و هنرهای دیجیتال هم ظرفیت آموزشی متمایزی دارند. بنابراین، هر قالب هنری میتواند راه متفاوتی را برای مشاهده، بیان و ساختن پیش پای دانشآموزان بگذارد. در نقاشی، رنگ و ترکیببندی مهم است و در موسیقی، ریتم و هماهنگی نقش بیشتری دارند. نمایش نیز دانشآموز را با بیان کلامی، حرکت، همکاری و درک موقعیتهای انسانی روبهرو میکند.
هنر در مدرسه و تقویت مهارتهای فکری
هنر صرفاً احساسات را درگیر نمیکند بلکه فرایندهای فکری را به حرکت درمیآورد. دانشآموز هنگام طراحی کردن اثر، دربارهی موضوع، مخاطب، ابزار و شیوهی اجرا تصمیم میگیرد؛ سپس نتیجه را بررسی میکند و در صورت لزوم، بخشهایی را تغییر میدهد. این چرخه، شباهت زیادی به حل مسئله دارد و دانشآموز در طی آن برای رسیدن به نتیجهی مناسب، باید مشاهده کند، گزینه بسازد، انتخاب کند و دست به اصلاح بزند. اهمیت هنر در آموزش و پرورش را باید از همین زاویه بررسی کنیم؛ چرا که میتواند تمرینی عملی برای تفکر انعطافپذیر، توجه به جزئیات و پذیرش چند راهحل باشد.
تربیت هنری و رشد عاطفی و اجتماعی
آموزش هنر در مدارس را باید از تکنیکآموزی جدا بدانیم؛ در واقع، این کار با تجربهی عاطفی دانشآموز مرتبط است. کودک یا نوجوان گاهی احساساتش را در تصویر، موسیقی، شعر یا نمایش راحتتر بیان میکند. این فعالیتها میتوانند فضای امنی را برای گفتوگو دربارهی احساسات و تجربههای روزمره فراهم کنند. فعالیتهای گروهی هنری نیز فرصت تمرین همکاری، گوش دادن و مسئولیتپذیری را ایجاد میکنند. البته نباید از هنر انتظار داشته باشیم که همهی مسائل عاطفی دانشآموزان را حل کند. نقش هنر را باید فراهمسازی فرصت تجربه و بیان بدانیم.
نقش هنر در آموزش و پرورش چیست؟
نقش هنر در مدرسه هنگامی جدیتر میشود که از حاشیهی برنامهی درسی خارج شود و به متن بیاید. آموزش هنر در مدارس میتواند با سایر درسهای مدرسه هم پیوند بخورد. بهطور مثال، دانشآموزان میتوانند چرخهی آب را با تصویرسازی توصیف کنند یا نمایشی کوتاه دربارهی رویدادی تاریخی بسازند. چنین فعالیتی، یادگیری را از حفظ کردن اطلاعات به ساختن و ارائه کردن معنا نزدیک میکند. یافتههای پژوهشی جدید نیز آموزش هنر را با خلاقیت، تفکر و برخی مهارتهای اجتماعی مرتبط میدانند.
آموزش هنر در مدارس؛ فرصت برابر برای دانشآموزان
چنانچه فعالیتهای هنری صرفاً به کلاسهای خصوصی یا امکانات خانوادهها وابسته شوند، فرصت تجربهی برابر از دانشآموزان گرفته میشود. بنابراین، مدرسه میتواند دسترسی گستردهتری را به فعالیتهای هنری فراهم کند. این موضوع بهویژه برای دانشآموزانی مهم است که امکان شرکت در کلاسهای هنری را بیرون از مدرسه ندارند. در مطالعات اخیر، ارتباط تجربهی غنی هنری با برخی پیامدهای تحصیلی و اجتماعی در گروههایی از دانشآموزان اثبات شده است.
معلم چگونه آموزش هنر را اثربخشتر کند؟
- پرسشهایی مانند «چرا این رنگ را انتخاب کردی؟»، «چه راه دیگری برای نشان دادن این مفهوم داری؟»، «چه چیزی در کارت برایت جالبتر بود؟» یا «اگر باز هم این فعالیت را انجام دهی، چه چیزی را تغییر میدهی؟» میتوانند گفتوگو را عمیقتر کنند. ارزیابی نیز بهتر است صرفاً بر زیبایی محصول نهایی متمرکز نباشد. فرایند کار، ایدهپردازی، تلاش، اصلاح و توانایی تشریح انتخابها هم میتوانند در ارزیابی دیده شوند.
چالش «سه پایان متفاوت»؛ مثال عملی
این چالش میتواند مثال عینی تأثیر آموزش هنر بر خلاقیت دانشآموزان باشد؛ به اینصورت که معلم میتواند داستان کوتاهی را بدون پایان برای دانشآموزان تعریف کند. سپس از آنها بخواهد تا سه پایان کاملاً متفاوت برای آن طراحی کنند. دانشآموزان میتوانند پایانها را با نقاشی، نمایش کوتاه یا نوشتن چند جمله ارائه دهند. نکتهی مهم این است که هیچ پایان درستی وجود نداشته باشد. هر دانشآموز باید دربارهی انتخابش توضیح دهد و بگوید چرا چنین مسیری را برایش برگزیده است. چنین فعالیتی تخیل را با تصمیمگیری و حل مسئله ترکیب میکند.
خانوادهها چگونه مکمل آموزش هنر در مدارس باشند؟
اهمیت آموزش هنر را صرفاً نباید به فضای مدرسه محدود کنیم؛ بلکه خانواده هم میتواند تجربههای سادهای را برای آن فراهم کند. مثلاً لازم نیست وسایل گرانقیمت برای هر فعالیتی تهیه شود؛ کاغذ، مداد، مواد بازیافتی، کتاب، موسیقی و دوربین تلفن همراه میتوانند ابزارهای سادهای باشند. بهتر است والدین به جای قضاوت سریع دربارهی زیبایی اثر، در خصوص ایده و فرایند ساختش سؤال کنند. پرسیدن «چه چیزی را میخواستی نشان بدهی؟» گفتوگو را از نتیجهی ظاهری به تفکر پسزمینهی اثر منتقل میکند.
چرا آموزش هنر در مدارس باید گستردهتر شود؟
گسترش آموزش هنر در مدرسه به معنی افزایش بیهدف ساعتهای هنری نیست. بلکه مسئلهی اصلی، کیفیت تجربهی هنری و جایگاهش در فرایند یادگیری است. برنامهی مناسب باید بین مهارت فنی، خلاقیت، شناخت فرهنگی و بیان شخصی تعادل ایجاد کند. به این معنی که دانشآموز باید هم تکنیک بیاموزد و هم فرصت تجربه، اشتباه و اصلاح داشته باشد. لذا آموزش هنر میتواند بخشی از تربیت دانشآموزانی باشد که بهتر میبینند، دقیقتر فکر میکنند و توانایی بیشتری برای بیان ایدههایشان دارند.
کلام پایانی
آموزش هنر در مدارس را نباید به نقاشی، کاردستی یا برنامههای مناسبتی محدود کنیم. در واقع، هنر را باید فضایی برای خلاقیت، تجربه، بیان، همکاری و حل مسئله ببینیم. اهمیت آموزش هنر در مدرسه هنگامی آشکار میشود که فعالیت هنری به فرایندی واقعی برای فکر کردن و ساختن تبدیل شود. البته کیفیت آموزش، توانمندی معلم و دسترسی برابر به امکانات در نتیجهی این برنامهها تعیینکننده هستند. اگر مدرسه هنر را بخشی جدی از یادگیری بداند، دانشآموزان فرصت بیشتری برای کشف تواناییها و شکل دادن به ایدههایشان خواهند داشت.