سؤال پرسیدن از سادهترین نشانههای کنجکاوی و درگیری ذهنی با یادگیری است. دانشآموزی که سؤال میپرسد، معمولاً میخواهد که موضوع را بهتر بفهمد. او به جای پذیرش سریع پاسخ، دربارهی علت، ارتباط و نتیجهی موضوع میاندیشد. اما بسیاری از دانشآموزان به دلیل ترس از اشتباه، خجالت یا واکنش اطرافیان سؤال نمیپرسند. بنابراین، فراهم کردن فضای امن برای پرسشگری دانشآموزان را باید بخش مهمی از آموزش آنها در مدرسه و خانه بدانیم. ادامهی این مطلب را به نکات کاربردی این ابزار مهم یادگیری اختصاص دادهایم.
پرسشگری دانشآموزان چه اهمیتی دارد؟
پرسیدن سؤال صرفاً برای رفع ابهام نیست بلکه میتواند فرایند یادگیری را فعالتر کند. وقتی برای دانشآموز سؤال ایجاد میشود که بخواهد دربارهی چیزی که نمیداند آگاهی پیدا کند. سپس باید مسئله را مشخص کند و آن را با واژههای مناسب به زبان بیاورد. این فرایند میتواند به شناخت بهتر نیازهای یادگیری کمک کند. دانشآموز ممکن است متوجه شود که مفهومی را ناقص فهمیده است یا شاید ارتباط بین دو مطلب را کشف و سؤال تازهای مطرح کند. بنابراین، پرسشگری ارتباط نزدیکی با کنجکاوی دارد.
دشواری سؤال پرسیدن برای دانشآموزان
هر سکوتی نشانهی بیعلاقگی یا ضعف علمی نیست. گاهی دانشآموز پاسخ را نمیداند، اما از مطرح کردن پرسش هم خجالت میکشد. برخی دانشآموزان هم تصور میکنند که سؤالشان ساده یا بیارزش است. ترس از قضاوت نیز میتواند مانع پرسشگری دانشآموزان شود. اگر دانشآموز قبلاً به دلیل یک سؤال در معرض تمسخر قرار گرفته باشد، احتمال تکرار آن رفتار کمتر میشود. حتی واکنش تند معلم یا والدین هم میتواند این نگرانی را تقویت کند. البته برخی دانشآموزان نمیدانند چگونه سؤال مناسب بسازند. فراموش نکنید که تبدیل کردن ابهام ذهنی به پرسشی روشن، مهارتی قابل آموزش است.
فراهم کردن فضای امن برای پرسشگری
نخستین گام برای تقویت پرسشگری دانشآموزان، ایجاد محیطی امن برای بیان ابهام است. دانشآموز باید بداند که سؤال پرسیدن باعث کاهش ارزش یا توانایی او نمیشود. معلم میتواند هنگام دریافت یک سؤال، ابتدا از دانشآموز تشکر کند و از دیگران بخواهد که دربارهی همان موضوع بیندیشند. این روش، سؤال را از رویدادی فردی به فرصتی برای یادگیری جمعی تبدیل میکند. واکنش والدین به این مهم در خانه نیز اهمیت دارد. آنها بهتر است قبل از ارائهی پاسخ، ابتدا دربارهی دلیل پرسش فرزندشان گفتوگو کنند. این رفتار نشان میدهد که پرسش او برای خانواده ارزشمند است.
به دانشآموز نگوییم «سؤال بدی است»!
گاهی سؤالی از نظر علمی دقیق نیست یا ارتباط مستقیمی با موضوع درس ندارد؛ اما رد کردن فوری آن میتواند فرصت یادگیری را از بین ببرد؛ لذا بهتر است ابتدا بخش مفید سؤال را مشخص کنید. سپس میتوانید کمک کنید که پرسش را با واژههای دقیقتری بیان کند. این روش علاوه بر اصلاح سؤال پرسیدن به جلب اعتماد دانشآموز کمک میکند. برای مثال، چنانچه دانشآموز سؤال مبهمی را دربارهی پدیدهای مطرح کند، معلم میتواند بپرسد که منظورش کدام بخش است. سپس میتوان همراه با او، پرسش دقیقتری بسازد.
پرسشهای باز؛ راهکاری برای تشویق دانشآموزان
پرسشگری دانشآموزان با سؤالات باز معمولاً به پاسخ کوتاه یا یک کلمهای محدود نمیشود. این نوع سؤال پرسیدن میتواند دانشآموز را به توضیح، مقایسه و استدلال دعوت کند. برای نمونه، به جای پرسیدن «آیا این روش درست است؟» میتوان گفت «چرا این روش را درست میدانی؟». سؤال دوم فرصت بیشتری برای توضیح و استدلال ایجاد میکند. البته پرسشهای بسته نیز کاربردهای خودشان را دارند. معلم برای بررسی کردن نکتهای مشخص، گاهی پاسخ کوتاه لازم دارد. بنابراین، مسئله انتخاب کردن یکی از این دو نوع سؤال نیست. مهم این است که نوع سؤال متناسب با هدف آموزشی باشد.
به دانشآموز زمان بدهیم تا بیندیشد
پاسخ سریع همیشه نشانهی یادگیری بهتر نیست. برخی دانشآموزان زمان بیشتری برای ساختن سؤال یا پاسخ مناسب لازم دارند. اگر معلم بلافاصله پس از سؤال پرسیدن، دانشآموزی را انتخاب کند، ممکن است فقط افراد سریعتر مشارکت کنند. دانشآموزان آرامتر در چنین شرایطی، فرصت کمتری برای فکر کردن پیدا میکنند. بنابراین، پس از طرح سؤال، بهتر است با چند لحظه مکث فرصت مناسبی را برای ایجاد پاسخ یا پرسش فراهم کنید.
پرسشگری دانشآموزان را به بخشی از درس تبدیل کنیم
سؤال پرسیدن نباید صرفاً زمانی اتفاق بیفتد که دانشآموز مطلبی را نفهمیده است؛ بلکه بهتر است ایجاد سؤال در فرایند معمول آموزش قرار بگیرد. بهطور مثال، معلم میتواند در ابتدای درس از دانشآموزان بخواهد که چند سؤال دربارهی موضوع بنویسند. سپس سؤالها را دستهبندی کند و در طی درس به آنها پاسخ داده شود. در پایان درس نیز میتوان از دانشآموزان خواست که سؤالات تازهای مطرح کنند. چنین پرسشهایی میتوانند دربارهی مطلبی باشند که هنوز برایشان جالب یا مبهم است.
نقش معلم در پرورش پرسشگری
معلم صرفاً دریافتکنندهی سؤال نیست ؛ بلکه میتواند الگوی پرسشگری باشد. او میتواند گاهی شیوهی تفکر و ایجاد و طرح کردن سؤال خودش را با صدای بلند نشان دهد. برای مثال، معلم علوم میتواند هنگام مشاهدهی پدیدهای بگوید که چه چیزی برایش نامشخص است. سپس میتواند توضیح دهد که چه اطلاعاتی برای پیدا کردن پاسخ کمکش میکند. این روش به دانشآموزان نشان میدهد که سؤال پرسیدن فقط برای کسانی نیست که پاسخ را نمیدانند. یک فرد متخصص هم ممکن است سؤالات تازهای را برای شناخت مسئله و پیدا کردن پاسخ مطرح میکند.
نقش والدین در تشویق به سؤال پرسیدن
خانه میتواند نخستین محیط تقویت عادت پرسشگری دانشآموزان باشد. والدین میتوانند هنگام گفتوگوهای روزانه، زمان کافی برای پرسشهای فرزندشان در نظر بگیرند. البته لازم نیست پاسخ همهی پرسشها را بدانند؛ گاهی پاسخ مناسب این است که گفته شود «بیایید جوابش را پیدا کنیم». سپس میتوان کتاب یا منبع معتبری را همراه فرزند بررسی کرد. این رفتار دو پیام مهم دارد: نخست اینکه پرسش ارزشمند است و دوم اینکه همهی پاسخها از قبل آماده نیستند.
نباید سؤال پرسیدن را به رقابت تبدیل کنیم
برگزاری مسابقه برای تعداد سؤالها ممکن است در برخی کلاسها جذاب باشد؛ اما اگر رقابت بیش از اندازه شود، کیفیت سؤالها افت پیدا میکند. بنابراین، دانشآموز ممکن است برای گرفتن امتیاز، پرسشهای بسیار ساده یا غیرمرتبط مطرح کند. بهتر است هدف اصلی را کیفیت فکر کردن در نظر بگیرید، نه تعداد سؤالها. برای این منظور، میتوانید گاهی از دانشآموزان بخواهید که بهترین سؤالشان را بپرسند. آنها میتوانند بگویند چرا این سؤال را مهم میدانند و انتظار چه پاسخی دارند.
چگونه پرسشگری را در خانه تمرین کنیم؟
- فکر میکنی چرا شخصیت داستان چنین تصمیمی گرفت؟
- چه دلیلی برای این نظرت داری؟
- اگر جای او بودی، چه تصمیمی میگرفتی و چرا؟
- برای حل این مسئله از کجا باید شروع کنیم؟
- چه اطلاعات دیگری میتواند به پیدا کردن پاسخ کمک کند؟
کلام پایانی: سؤال پرسیدن هم آموختنی است!
پرسشگری دانشآموزان را نباید صرفاً نشانهی کنجکاوی بدانیم؛ بلکه میتواند بخشی از فرایند یادگیری مؤثر باشد. در واقع، دانشآموز ابهامش را با پرسش مشخص میکند و به دنبال ارتباط بین اطلاعات میگردد. البته این مهارت را نمیتوان با توصیهی سادهای مانند «بیشتر سؤال بپرس» ایجاد کرد. دانشآموز باید محیط امن و فرصت فکر کردن داشته باشد و چگونگی ایجاد و مطرح کردن سؤال مناسب را بیاموزد. از طرفی، معلم نیز میتواند فضای کلاس را با پرسشهای باز، مدلسازی تفکر و زمان دادن به پاسخ، برای یادگیری باکیفیت دانشآموزان آماده کند.