1405/07/01
ریاضی سوم
مدرس:
کثرائی، زهرا
فعالیت:
به نام خدای قصههای تازه
امروز، اول مهر بود؛
روزی که دوباره حیاط مدرسه پر شد از صدای خندههای کودکانه، قدمهای کوچک و دلهایی که با هزار آرزو راهی یک سال تازه شدند.
صبحمان را با مراسم صبحگاه، ورزش و شادی آغاز کردیم؛ عروسک تنپوشِ مداد هم مهمان شادیهای امروزمان بود و با حضورش لبخند را مهمان چهرههای بچهها کرد.
در زنگ کلاسی، دست در دست شادی گذاشتیم و با بازی «یک مرغ دارم» کلی خندیدیم.
بعد، نوبت رنگها و خیالها رسید؛ بچهها نقاشی کشیدند و هر کدام گوشهای از دنیای قشنگ ذهنشان را روی کاغذ آوردند.
در زنگهای بعد، از رشد گفتیم؛ از اینکه همانطور که قد و قامت ما بزرگتر میشود، فکرها، تواناییها و آرزوهایمان هم میتوانند رشد کنند.
آرزوهایشان را برای سال جدید نوشتند و بعد، قدهایشان را اندازه گرفتیم؛ تا یک روز در پایان سال، دوباره اندازه بگیریم و ببینیم چقدر بزرگتر شدهاند؛ نه فقط به اندازهی چند سانتیمتر، بلکه به اندازهی تمام تجربههایی که قرار است به دست بیاورند.
و سرانجام، زنگ آخر با تماشای کارتون و لحظاتی آرام و دوستداشتنی گذشت و اولین روز سال تحصیلی، با لبخند به پایان رسید.
امروز فقط یک روز مدرسه نبود؛
اولین صفحهی قصهی سالی بود که قرار است با هم بنویسیم.
آرزو میکنم سال تحصیلی پیش رو برای فرزندان عزیزمان پر باشد از شادی، سلامتی، یادگیری، کشف کردن، دوست داشتن و موفق شدن؛
و در پایان سال، وقتی به اولین روزمان نگاه میکنیم، با افتخار بگوییم:
چه قصهی قشنگی ساختیم...
اول مهر و آغاز سال تحصیلی جدید مبارک
1405/06/31
1405/06/30
1405/06/29